تبلیغات
دلشکسته - چرا مرا تنها گذاشتی؟

چرا مرا تنها گذاشتی؟

دوشنبه 5 دی 1390 10:15 ب.ظ

نویسنده : مسلم محمدیان

چشمانم را باز کردم و تو را دیدم و عاشقت شدم

اما تا یک لحظه چشمهایم را بستم ،دیگر تو را ندیدم.

دیگر به شکستن عادت کرده ام، انقدر سوخته ام که خاکستر شده ام.

انقدر بی وفایی دیده ام که خودم نیز بی وفا شده ام.

انقدر اشک ریخته ام که دیگر همه جارا خیس میبینم، انقدر لحظه های زندگی را با غم وغصه سپری کرده ام که برای همیشه همنشین غم ها شده ام.

نمیدانستم فاصله بین عاشق شدنم و یک لحظه بستن چشم هایم، جداییست.

نمیدانستم سهم همه ما عاشقان بی وفاییست.

کاش هیچگاه تو را نمیدیدم، کاش هیچگاه عهد عشق را با تو نمیبستم.

بشکند قلبم که عاشق شد. بسوزد احساسم که در راه تو فدا شد.

حال و هوای دلم مثل خزان است. این حال، درد همه عاشقان است.

فصل های دلم بی بهار است، این انتظار بی پایان است.

مرا تنها گذاشته ای و بار سفر بسته ای....

تو که عاشقم نبودی پس چرا گفتی عاشقی؟ تو که دوستم نداشتی پس چرا...؟؟

میگفتی همیشه با منی.....پس چرا مرا تنها گذاشتی....؟؟؟؟؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس