تبلیغات
دلشکسته - آتش

آتش

دوشنبه 28 آذر 1390 12:12 ق.ظ

نویسنده : مسلم محمدیان

بارانی ام , بارانی ام , بارانی از آتش

 یك روح بی پروا و سرگردانی از آتش

.

این كوچه ها , دیوارها , اصلاً تمام شهر

سوزان و من محبوس در زندانی از آتش

.

 اهل غزل بودم ، خدا یكجا جوابم كرد

 با واژه ای ممنوع  ، با انسانی از آتش

.

 بی شك سرم از توی لاكم در نمی آمد

 بر پا نمی كردی اگر طو فانی از آتش

.

 تا آمدی ، آتشفشانی سالها خاموش

 بغضش شكست و بعد شد طغیانی از آتش

.

 كاری كه از دست شما هم بر نمی آمد

 من بودم و در پیش رویم خوانی ازآتش

.

 این روزها محكوم  ِ اعدامم به جرم عشق

 در انتظارم بشنوم   ، فرمانی از آتش




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس